مقدمه و هدف: بیماری های همولیتیک جنینی و نوزاد از دیرباز شناخته شده است و آسیب شناسی زمینه ای و علل آن نیز تا حدود زیادی مشخص گردیده است. پایه و اساس این بیماری ها ایجاد آنتی بادی در خون مادر علیه سلول های انتقال یافته خون جنینی به سیستم گردش خونی مادر می باشد، که نتیجه آن اختلالات و بیماری های تاثیرگذار بر روی همان حاملگی و حاملگی های آینده مادر خواهد بود. شناخت عوامل خطر، درمان و پیش گیری مناسب و به موقع آن ها و تجویز دوزاژ مناسب آنتی بادی در پیش گیری و درمان این اختلالات کمک زیادی می نماید. بر آن شدیم تا میزان رخداد خون ریزی جنینی - مادری و دوزاژ مناسب روگام جهت پیش گیری را در خانم های مبتلا به سقط که تحت کورتاژ قرار گرفته اند را تعیین نموده تا راهنمایی برای جلوگیری از تحریک سیستم ایمنی مادر علیه آنتی ژن Rh باشد.
روش کار: یک صد بیمار مراجعه کننده به علت سقط که تحت کورتاژ قرار گرفته بودند را به صورت مقطعی به مدت 6 ماه از اوایل سال 82 لغایت مهرماه، همان سال در مرکز بیمارستان قائم (عج) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد وارد مطالعه کردیم. سن مادر، سن حاملگی، گروه خونی، Rh، تعداد حاملگی، شدت خون ریزی مادر، میزان هماتوکریت بعد از سقط و فشار خون سیستولیک را به عنوان متغیر در نظر گرفتیم. برای تمام بیماران آزمون کلیهاور بتکه انجام و حجم خون ریزی جنینی - مادری را با فرمول استاندارد محاسبه و دوز روگام محاسبه گردید.
نتایج: در %35 بیماران، آزمون کلیهاور بتکه مثبت بود. سن حاملگی، هماتوکریت، درد، شدت خون ریزی مادر تنها عواملی بودند که با احتمال مثبت شدن آزمون رابطه آماری معناداری داشتند (P.value<0.05). در 17 بیمار، میزان خون ریزی جنینی - مادری بین 0.1 تا 5 سی سی و در 18 بیمار کمتر از این مقدار بود. دوز روگام برای هیچ بیماری از حد 50 میکروگرم تجاوز نکرد.
نتیجه گیری: سقط در هفته های اول مقدار خون ریزی را کاهش و افزایش خون ریزی مادر، مقدار مثبت شدن تست را افزایش می دهد. دوز تجویزی معمول روگام برای پیش گیری کافی به نظر می رسد.